الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
210
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) شايد در اينجا گفته شود كه عبد المطلبى كه مورخان دربارهاش نوشتهاند : دست سارق را قطع مىكرد و از طواف عريان جلوگيرى مىنمود و از كارهاى پست جلوگيرى مىكرد و از بتپرستى خوددارى مىنمود و . . . چگونه فرزندش را عبد مناف ناميده است ، در حالى كه مناف اسم بتى است و يا ديگرى را عبد العزّى ناميده است در حالى كه آن هم بتى است . سؤال بعدى اين است كه او چگونه حق داشته است كه چنين تصميمى دربارهء ديگرى ، اگر چه فرزندش باشد ، بگيرد ؟ و آيا هيچ كسى مىتواند صحّت چنين نذرى را كه جان انسان بىگناهى در ميان است ، تأييد كند ؟ ! ( 2 ) اين سؤال را سيد جعفر مرتضى در الصحيح من السيره « 1 » طرح كرده است و سپس از سيد محمد مهدى روحانى قمى نقل كرده است كه : ما ملاحظه مىكنيم كه ايمان عبد المطلب سير تكاملى داشته است . او در ابتدا فرزندش را عبد مناف و عبد العزّى ناميده است ، اما به تدريج ايمانش كامل مىشود تا جايى كه ابرههء حبشى ، فرماندهء اصحاب فيل ، به وى احترام مىگذارد و مؤرخان درباره او چيزهايى مىگويند كه بعضى از آن را ذكر كرديم . و هيچ شكى نيست كه او بعد از ميلاد نوهاش و مشاهدهء نشانههايى از او كه دلالت بر نبوتش داشت و از آنجا كه بسيارى از نشانهها و كرامتها را با چشمان خودش ديده بود ، به حدّ اعلايى از ايمان دست يافت . ( 3 ) بنابراين اشكالى ندارد كه او در ابتداى امر چنين نذرى بكند و خداوند هم به پيامبرش حضرت ابراهيم دستور داد كه فرزندش اسماعيل را ذبح كند و همسر عمران نذر كرد كه فرزندش را براى خدمت در بيت المقدس وقف كند ، چنان كه ابن شهر آشوب به اين مطلب اشاره كرده و گفته است : عبد المطلب تصور مىكرد كه ذبح فرزندش بهترين راه نزديك شدن به خداست ، چون اسماعيل هم در معرض ذبح قرار گرفته بود و آنگاه خبر را ذكر مىكند . « 2 » ( 4 ) ازدواج مبارك يعقوبى مىنويسد : بيست سال پس از حفر زمزم و يك سال پس از فديه دادن براى عبد الله ، اين ازدواج مبارك رخ داد و در آن هنگام آمنه دختر وهب چهاردهساله بود . « 3 »
--> ( 1 ) . سيد جعفر مرتضى ، الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله ، ج 1 ، ص 65 - 70 . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 20 بدون اسناد . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 9 .